بديع الزمان فروزانفر

27

زندگانى مولانا ( فارسى )

هر بيتى صد دينار زر سرخ درباره او انعام فرمود و صدر نظام الدين احمد ارزنجانى را به قصيده‌اى كه در مدح سلطان در جواب شمس طبسى « 1 » گفته بود و در محافل انشاد كرده از مرتبهء انشا بعارضى ممالك روم مترقى گردانيد » . صدور و امراء اين دولت نيز اغلب در فنون و علوم دست داشتند و از فضائل نفسانى بهره‌ور بودند مانند كمال الدين كاميار از امراء علاء الدين كيقباد « 2 » « كه از اكابر دهر و فضلاء عصر بود و در فقه از مقتبسان نظام الدين حصيرى و در اجزاء حكمت از مستفيدان شهاب الدين « 3 » مقتول بود و از جمله ابياتى كه با حكيم شهاب الدين بدان مجارات كرده است اين است : للسهروردى يا صاح اما رايت شهبا ظهرت * قد احرقت القلوب ثم استترت طرنا طربا لضوئها حين طرت * اورت و توارت و تولت و سرت

--> ( 1 ) - قاضى شمس الدين محمد بن عبد الكريم ( المتوفى 624 ) از مردم طبس و از افاضل علماء و شعراء اواخر قرن ششم و اوائل قرن هفتم بشمار است . بيشتر ايام زندگانى در هرات و سمرقند بسر مىبرد و از نظام الملك صدر الدين محمد بن محمد وزير قلج طمغاج خان ابراهيم از سلاطين آل افراسياب عنايتها ديد در فن شعر شاگرد رضى الدين نيشابورى بود ولى به پيروى سبك خاقانى رغبتى عظيم مىنمود . رضى الدين اشعارش بپسنديد و به مداومت بر آن روش او را تشويق كرد . براى آگهى از حال او رجوع كنيد به لباب الالباب ، طبع ليدن ، جلد دوم ( صفحه 307 - 311 ) كه مصنف آن با شمس الدين معاصر بوده و او را در سمرقند ديده و آثار البلاد تأليف زكريا بن محمود قزوينى و تذكره هفت اقليم و آتشكده در ذكر طبس و تذكره دولتشاه ، طبع ليدن ( صفحه 151 - 166 ) و مجمع الفصحاء ، طبع ايران ، جلد اول ( صفحهء 306 - 309 ) . ( 2 ) - مختصر تاريخ السلاجقة ابن بىبى ( صفحهء 217 ) . ( 3 ) - شهاب الدين يحيى بن حبش بن اميرك سهروردى معروف بشهاب مقتول و شيخ اشراق ( 549 - 587 ) از اعاظم حكما و دانشمندان اسلام و در حكمت صاحب طريقهء مخصوص است ، ذهنى وقاد و طبعى بلند داشت و از شاگردان مجد الدين جيلى استاد فخر رازى بوده و در آخر عمر بحلب افتاده بود ، عوام حلب كه خود را عالم و حامى دين مىپنداشتند آن حكيم جليل را بفساد مذهب يعنى پيروى حكما و ارباب تعطيل منسوب كردند و ملك ظاهر داراى حلب بفرمان پدر خود صلاح الدين يوسف وى را بقتل رسانيد . شهاب الدين كتب بسيار تأليف نموده كه از آن جمله كتاب حكمة الاشراق و تلويحات و مطارحات و هياكل النور نزد اكابر فن مشهور و منظور است ، براى اطلاع از زندگى او رجوع كنيد بطبقات الاطباء ، طبع مصر ، جلد دوم ( صفحه 167 - 171 ) و ابن خلكان ، طبع ايران ، جلد دوم ( صفحهء 410 - 413 ) .